الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

616

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

1406 - در مسابقه هميشه برنده است 1407 - مركب‌هائى كه از اطراف براى كمك جمع آورى مىشود 1408 - جائزهء مسابقه 1409 - بر افروخت 1410 - شعله و « قالبى » برگيرنده آتش است 1411 - كسى كه مركب را از رفتن متوقف مىسازد 1412 - فرستادهء تو 1413 - نصيب - بهره 1414 - وسائلى كه براى ميهمان مهيا شده 1415 - مقام بلند 1416 - جمع خزيان رسوا 1417 - منحرفان از جاده حق 1418 - پيمان شكنان 1419 - اوباشان 1420 - جمع لهميم پيشرو 1421 - جمع يأفوخ - محل پيوند استخوانهاى سر 1422 - جمع وحوحه - سوز درون ناله درد آلود . 1423 - قتل 1424 - بالاخره - سر انجام 1425 - زخم نيزه 1426 - شتر تشنه 1427 - منع مىشود 1428 - صاحبان افكار دست نخورده 1429 - جمع ستره پرده 1430 - چراغدان 1431 - بالاى پيشانى 1432 - قسمتى از سرزمين مكه كه قبائل قريش در آن ساكن بودند 1433 - جمع « ميسم » وسيله داغ كردن 1434 - گردن كشيد . 1435 - رهروانش 1436 - منظم و استوار شد 1437 - جمع شعبه 1438 - شما را به پيمانه مىكشد 1439 - شما را زير ضربات خود مىگيرد 1440 - تفاله - ته مانده 1441 - بقچه‌اى كه قطعات دم قيچى پارچه را در آن جمع مىكنند 1442 - مالش شديد چرم 1443 - درو شده 1444 - چاق 1445 - عالم الهى 1446 - بر شما داد زد